(( خونین شهر ))

شعر زیبای ((خونین شهر)) اثر آقای حیدر چنگیزی ، معاونت امورمالی دانشگاه علمی کاربردی شهرداری ورامین است که قصد داریم تا در این ایام ، (هفته دفاع مقدس ) تقدیم حضورتان کنیم .

(( خونین شهر ))

غروب است دامن شهری ، هنوز غرقاب در خون است

خور از مغرب افول کرده است و دشت شهر گلگون است

صبا لطفش مبر از یاد که ما با درد همزادیم

نهیب عشق در این دیر است و حال عاشقان چون است

چه خرم می نمود اول ، عروس شهر خونین شهر

کنونش دل پریشان جامه چاک از دشمن دون است

سر هر نخل پریشان موی و دستاری فرو بسته

بر این سروان سیمین قد وفا از حد بیرون است

لب شط می کند نجوا ، کنون خاموش از موجم

دم عیسی وشی باید ، که او موسی هارون است

 

 حیدر چنگیزی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*